18 فروردین 1400 - 9:01 ق.ظ

اختلالات یادگیری و مشکلات رفتاری کودکان

کودکان دارای اختلالات یادگیری، یک گروه ناهمگن هستند. این کودکان گروهی گوناگون از افراد هستند که مشکلات متنوعی را در بسیاری از موارد مختلف نشان می دهند. به عنوان مثال، یک کودک با اختلالات یادگیری ممکن است به طور قابل توجهی از مشکلات خواندن رنج ببرد، در حالی که دیگری ممکن است هیچ مشکلی با خواندن نداشته باشد اما با نوشتن مشکل دارد. اختلالات یادگیری همچنین ممکن است خفیف، متوسط ​​یا شدید باشند. دانشجویان در مهارت های تعاملی خود نیز متفاوتند. با توجه به گزارش NAS (2012)، بعضی از آنها یاد می گیرند که با اختلالات یادگیری به خوبی کنار بیایند؛ طوری که به نظر می رسد بدون داشتن معلولیت زندگی می کنند، در حالی که بعضی دیگر در طول زندگی خود حتی برای انجام کارهای ساده نیز دچار مشکل هستند. با وجود این اختلافات، اختلالات یادگیری همیشه در دوران کودکی شروع می شود و به عنوان شرایط درازمدت در طول عمر به آن توجه می شود. تقریبا 5٪ از تمام دانش آموزان مدارس عمومی دارای اختلال یادگیری هستند. اختلال یادگیری فقط یک اختلال نیست، بلکه شامل اختلالات در هر یک از 7 حوزۀ مرتبط با خواندن، زبان و ریاضیات است. انواع جداگانه ناتوانی یادگیری اغلب با یکدیگر و با اختلالات مهارت اجتماعی و اختلالات عاطفی یا رفتاری همراه می شوند. شيوع شناسايي این اختلالات در 20 سال گذشته به طور چشمگيري افزايش يافته است. آمار شیوع واقعی اختلالات یادگیری به علت فقدان یک تعریف مشخص و معیارهای شناسایی، دارای اختلاف زیادی است. برخی محققان استدلال کرده اند که در حال حاضر میزان شیوع 5 درصد است؛ برخی دیگر استدلال می کنند که شیوع LD هنوز شناسایی نشده است. در واقع، به نظر می رسد که دلایل صحیح و غیر منطقی برای افزایش نرخ شناسایی وجود دارد. لینر (2005) 9 ویژگی یادگیری و رفتاری افراد دارای اختلالات یادگیری را مشخص کرد: اختلالات توجه، مشکلات خواندن، توانایی های حرکتی ضعیف، مشکلاتی در زبان مادری، مشکلات بیان، نقص مهارت های اجتماعی، نقص فرایند روانشناختی، اختلالات هیجانی و مشکلات پردازش اطلاعات، از ویژگی های افراد دارای اختلالات یادگیری هستند.

مشکلات عاطفی و رفتاری یکی از شایع ترین مشکلات مزمن در دوران کودکی می باشد و اغلب پیامدهای منفی جدی برای موفقیت تحصیلی و توسعه اجتماعی کودک دارد. والدین، اغلب اولین بزرگسالانی هستند که می توانند تشخیص دنهند که کودک دارای مشکلات عاطفی و رفتاری جدی است. آنها نقش مهمی در تنظیم خدمات تشخیصی و درمان برای کودکان ایفا می کنند. تحقیقاتی که روی ناتوانی های یادگیری انجام شده عمدتا بر فقدان توانایی های ادراکی، توانایی شناختی و اختلالات شناختی و اختلالات زبان و اختلالات گفتاری تمرکز کرده است، اما مشکلات یادگیری دانش آموزان مبتلا به اختلالات اجتماعی، عاطفی و رفتاری توجه کمتری را به خود جلب کرده است. بسیاری از متخصصان در مورد تشخیص و ارزیابی زودهنگام کودکان دارای ناتوانی در یادگیری نگرانی هایی دارند. تعدادی از آزمون های مختلف غربالگری برای این منظور استفاده می شود، اما کمبود شواهد تجربی، برخی از فرایندهای شناسایی و ارزیابی زودهنگام را در کودکان دارای اختلالات رفتاری، تضعیف کرده است.

رابطه بین اختلالات یادگیری و رفتار و مشکلات عاطفی

رابطه بین ناتوانی های یادگیری و رفتار و مشکلات عاطفی پیچیده است. یکی از زمینه های مورد علاقه محققان، ارتباط بین ناتوانی های یادگیری و آسیب شناسی روان شناختی است. در یک مطالعه انجام شده توسط کانتول و بیکر (1991)، 600 کودک دارای مشکلات گفتار / زبان شناسایی شدند و وضعیت 300 نفر از این کودکان تا 5 سال بعد پیگیری شد. از این کودکان، 25 درصد دارای معلولیت های یادگیری بودند و 75 درصد از کودکان نیز دارای بیماری روانی بودند. برجسته ترین تشخیص در طیف اختلالات، اضطراب بود و افسردگی نیز در اقلیت قرار گرفت. سایر مطالعات اشاره کرده اند که هرچند کودکان LD اغلب از افسردگی رنج می برند، اما اغلب کودکان دارای اختلالات یادگیری میزان افسردگی کمتری دارند. یکی دیگر از زمینه های مورد علاقه، رابطه بین ناتوانی های یادگیری و مشکلات اجتماعی است. Margalit و Raviv (1984) شيوع اختلالات جسماني در كودكان دارای LD را با دو گروه كنترل مقايسه کردند گروه LD، 54 درصد اختلالات اجتماعی را در مقایسه با 9 درصد و 13 درصد در دو گروه کنترل داشته اند. خستگی جزء مشکلات اولیه در گروه LD بود. بخش سومی که معلولیت های یادگیری و مشکلات رفتاری با آن همراه هستند، رفتار اجتماعی است. اغلب کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مشکلانی با روابط خانوادگی و همسالان دارند. این مساله ممکن است نتیجه مشکلات پردازشی باشد، که یافتن نشانه های اجتماعی را در کودکان LD دشوار می کند. این به نوبه ی خود میتواند منجر به اجتناب از رفتار متعادل در این کودکان شود. این نوع رفتار اغلب مکانیسم دفاعی برای کاهش استرس ناشی از تعاملات اجتماعی است. کودکاني که قادر به این مکانیسم دفاعی نباشند، ممکن است رفتارهاي تحريکی يا تهاجمي را براي مقابله با استرس هاي مرتبط با تعاملات اجتماعي مورد استفاده قرار دهند. هنگامی که ناتوانی های یادگیری و مشکلات رفتاری با هم درگیر می شوند، شناسایی این که رفتار ثانویه از ناتوانی یادگیری یا هماهنگی با دیگران منشاً می گیرد، امری مهم است.

بررسی سوابق:

مطالعات زیادی در مورد مشکلات رفتاری و عاطفی در میان افراد دارای معلولیت های یادگیری انجام شده است. مطالعه انجام شده توسط Barkauskien & Bieliauskaite (2002) نشان داد که کودکان دارای معلولیت یادگیری به طور قابل ملاحظه ای مشکلات داخلی (اختلالات اجتماعی، انزوا، اضطراب / افسردگی) و مشکلات خارجی (پرخاشگری و بزهکاری) بوده اند. مارشال و همکارش (1998) دریافتند که دانش آموزان دارای SED به میزان کمتری نسبت به دانش آموزانی LD که در تمام مقیاس های TRF دسته بندی شدند، در سه مقیاس هشت سندرم CBCL رتبه بندی شده اند. کودکان مبتلا به LD نسبت به افراد مبتلا به SED به طور عمده از لحاظ شدت مشکلات متفاوتند، نه با توجه به نوع مشکل. در مطالعه انجام شده توسط لری و سیلور، یافته ها نشان می دهند که ارتباطی بالینی بین کودکان دارای اختلالات یادگیری و کودکان بیش فعال وجود دارد. علاوه بر این، این کودکان اغلب مشکلات عاطفی ثانویه را بروز می دهند. مطالعه مکونافی (McConaughy) و Peterson) پیترسان  (1994) نشان می دهد که کودکان مبتلا به SED به طور معنی داری بیشتر از کودکان LD دارای مقادیر CBCL بوده اند و تمامی مقیاس های TRF در آن ها نیز به طور معنی داری بالاتر بوده است. هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل، مقیاس های بالاتری داشتند. رفتار پرخاشگرانه بهترین پیش بینی کننده SED در مقایسه با طبقه بندی LD بود. سایر پیش بینی های مهم شامل مشكلات توجه، رفتار بزهكارانه، مشكلات اجتماعی، مشکلات تفکر و گوشه گیری است. تحقیقات محدود موجود نشان می دهد که کودکان دارای ناتوانی های یادگیری علاوه بر مشکلات یادگیری، مشکلات بزرگی از مشکلات اجتماعی و عاطفی و رفتاری را تجربه می کنند. در مطالعه انجام شده توسط  مکونافی McConaughy (1986) ) والدین پسران دارای معلولیت یادگیری گزارش دادند که پسران ارتباطات اجتماعی کمتری با سازمان ها و دوستان داشتند، و مشارکت آن ها در فعالیت ها پایین بوده و سطوح پایین تر عملکرد را مدرسه نسبت به پسران عادی، داشتند. تعداد کل مشکلات رفتاری که والدین برای این کودکان به کلینیک های بهداشت روانی گزارش کرده اند محرمانه بوده است. مطالعه ای که توسط اپستین، کولینان و نیمیین (1984) انجام شد، نشان داد که چهار عامل در رابطه با پسران دارای اختلالات یادگیری در هر دو مطالعه وجود دارد: مشکالت رفتاری، اضطراب، کمبود توجه و اصلاحات اجتماعی. متخصصان، اختلالات یادگیری پسران را در 55 مورد ارزیابی کردند. با توجه به نظرات متخصصان، بیش فعالی و بیقراری مربوط به کودکان کوچکتر بود؛ در حالیکه برای دانش آموزان، بیش فعالی و بیقراری با مشکل رفتاری همراه بود. مطالعه انجام شده توسط جنیفر و همکاران (2006) ارتباطات معنی داری با رفتارهای اضطرابی / افسردگی و بیقراری و همچنین احتمال افزایش مشکلات توجه در کودکان مبتلا به LD نشان داد.

اهداف مطالعه:

– دانستن مشکلات عاطفی در میان دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری

– شناخت اختلالات رفتاری در بین دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری

– بررسی عوامل موثر بر توزیع مشکلات رفتاری و عاطفی در ناتوانی های یادگیری.

سوالات مطالعه: برای دستیابی به اهداف این تحقیق باید به سوالات زیر پاسخ داد:

1- مشكلات عاطفی در دانش آموزان دارای مشكلات یادگیری چیست؟

2- مشكلات رفتاری در دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری چیست؟

3- آیا با توجه به نوع ناتوانی یادگیری، اختلالاتی در مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان وجود دارد (معلولیت های یادگیری پیشرفته و معلولیت های یادگیری علمی)؟

ابزارها و روش ها:

پژوهشگر از روش آماری توصیفی در این مطالعه بر اساس مقیاس هیجانی و رفتاری استفاده کرده است.

مطالعه گروهی

یک گروه از دانش آموزانی که از معلولیت های یادگیری رنج می برند، حدود 103 مرد و در هشت مدرسه ابتدایی در منطقه ابوئیکه- منطقه یازان  K.S.Aبود.

روش ها

پژوهشگر از مقیاس مشکلات عاطفی و رفتاری که توسط خود محقق پایه گذاری شده استفاده شده است. این مقیاس از (56) آیتم تشکیل شده است، این آیتم ها در دو ساختار مختلف توزیع شده اند که عبارتند از:

1- مشکلات احساسی که شامل 27 مورد مربوط به خلق افسرده، مشکلات تفکر و فراموشی، توهین، توهم و حساس بودن از لحاظ عاطفی است.

2- مشکلات رفتاری: شامل 27 مورد عدم همکاری، رفتار تهاجمی، خودکشی، بیش فعالی، استرس، اضطراب، مشکلات خواب، اختلال در جهت گیری و سبک کاتاتونیک با هدف کسب لیستی قابل اعتماد از سوالات، با توجه به برخی از نظرات کارشناسان، این مقیاس جمع آوری شد. تست دیگری در یک نمونه تصادفی از دانش آموزانی که دارای معلولیت های یادگیری بودند ساخته شد. نتایج، تجزیه و تحلیل شده و اعتبار سنجی شد. ضریب اعتبار 0.91 بود.

در طول سه ماهه اول سال تحصیلی، فرم مقیاس های هیجانی و رفتاری برای تمام دانش آموزان دوم، سوم، چهارم و پنجم که دارای ناتوانی یادگیری بودند، در مدرسه تکمیل شد. پس از تکمیل فرم، اطلاعات اضافی از سوابق مدرسه و مصاحبه با معلم جمع آوری شد. این پروسه بین یک تا دو هفته صورت گرفت.

تحلیل داده ها:

برای تحليل داده ها، محقق از آزمون آماری SPSS در علوم اجتماعی براساس درصد، آزمون T و اعتماد همبستگی استفاده کرد.

نتایج:

مشکلات عاطفی در کودکان دارای مشکلات یادگیری چیست؟ برای پاسخ به این سوال، محقق با استفاده از برنامه SPSS به درصد و فرکانس دست یافت. بسیاری از موارد دارای درصد بیش از (50٪) است که به معنی بیش از 50٪ ناتوانی یادگیری در کودکان مبتلا به این مشکلات است. این آیتم ها شامل مشکلات فکر 88٪، کاهش تمرکز 84٪، کمبود توجه 72٪، فعالیت کم 64 درصد، عدم تعامل 60 درصد، عدم حس اعتماد به نفس 54 درصد، کاهش ارزش خود 54٪، غم و اندوه 52٪، گیجی احساسات 50٪ و حواس او را پرت عاطفی 50٪ است.

مشکلات رفتاری در کودکان دارای معلولیت یادگیری چیست؟ برای پاسخ به این سوال، محقق با استفاده از برنامه SPSS به درصد و فرکانس دست یافت. بسیاری از موارد بیش از 55 درصد است که به معنی بیش از 55 درصد ناتوانی های یادگیری کودکان مبتلا به این مشکلات است. این آیتم ها 76٪، پرخاشگری 70٪، بیش فعالی 70٪، عدم تعامل 68٪، فعالیت کم 66٪، بزهکاری 60٪، فوبیایی 58٪، خواب کوتاه 58٪، تغییرات ادامه دار  در نوع نشستن 58٪ و دل مشغولی با موضوعات نگران کننده 56٪ هستند.

آیا اختلافات در مشکلات عاطفی در کودکان دارای معلولیت یادگیری با توجه به نوع ناتوانی یادگیری (معلولیت های یادگیری رشدی یا اختلالات یادگیری علمی) تفاوت دارند؟ برای پاسخ به این سوال، محقق از آزمون مستقل T استفاده کرد. هنگامی که مقادیر میانگین در هر دو گروه (معلولیت های یادگیری رشد و معلولیت های یادگیری علمی) را مقایسه می کنم، میانگین معنی داری معلولیت های یادگیری را 15.3 برابر بیشتر از ناتوانی های یادگیری آکادمیک 11.9 پیدا کردم، این اختلاف در سطح 0.05 معنی دار است ، زیرا SIG سطح 0.03 پایین تر از سطح معنی دار 0.05 است. به طوری که تفاوت های قابل توجهی در مشکلات عاطفی در بین ناتوانی های یادگیری، کودکان با توجه به نوع ناتوانی یادگیری و معلولیت های یادگیری در زمینه رفاه از مشکلات عاطفی بیش از معلولیت تحصیلی وجود دارد.

آیا تفاوت در مشکلات رفتاری در کودکان با معلولیت یادگیرنده با توجه به نوع ناتوانی یادگیری (معلولیت های یادگیری رشد از طریق ناتوانی یادگیری علمی) ارتباط دارد؟ برای پاسخ به این سوال، محقق با استفاده از آزمون مستقل نمونه T استفاده کرد. همانطور که در جدول 6 مشاهده می کنید، هنگامی که ارزش میانگین را در هر دو گروه مقایسه می کنید (معلولیت های یادگیری رشد و معلولیت های یادگیری تحصیلی)، میانگین متوسط معلولیت یادگیری را 16.3 برابر بیشتر از معلولیت تحصیلی 12.5 بود، این تفاوت در سطح 0.05 معنی دار است ، زیرا سطح SIG سطح 0.04 پایین تر از سطح معنی 05.05 است. به طوری که تفاوت های قابل توجهی در مشکلات رفتاری در میان معلولیت های یادگیری، کودکان با توجه به نوع معلولیت یادگیری و معلولیت های یادگیری در زمینه تحصیلات تکمیلی رنج می برند که از مشکلات رفتاری بیش از معلولیت های یادگیری علمی وجود دارد.

بحث:

پس از تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج نشان داد که مشکلات عاطفی در کودکان دارای اختلال یادگیری عبارتند از: مشکلات تفکر، تمرکز ضعیف، کمبود توجه، فعالیت کم، عدم تعامل، عدم احساس اعتماد به نفس، کاهش ارزش خود، غم و اندوه، سردرگمی عاطفی، و حواس پرتی های احساسی. این نتیجه مطابق با مطالعه Handwerk & Marshall (1998) است که نشان می دهد دانش آموزان مبتلا به LD به خاطر مشکلاتشان، مورد توجه قرار گرفتند. لری و سیلور (1981) دریافتند که افراد دچار ناتوانی های یادگیری از مشکلات عاطفی رنج می برند. McConaughy و همکاران نشان دادند که اختلالات فکری بهترین مشخصۀ ناتوانی های یادگیری است. علاوه بر این، آنها پیشنهاد می کنند که کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری علاوه بر مشکلات یادگیری خود، دچار عواقب اجتماعی-عاطفی نیز هستند. به علاوه، این مطالعه نشان داد که مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به مشکلات یادگیری شامل کم توجهی، پرخاشگری، بیش فعالی، عدم تعامل، بیش فعالی بزهکارانه، فوبیا، خواب های کوتاه، تغییراتی در شکل نشستن و مشغول بودن با موضوعات نگران کننده است. این نتیجه با مطالعات بارکاسکین  (Barkauskien) و بایلاسکایت ((Bieliauskaite  مطابقت دارد، آنها دریافتند که کودکان مبتلا به اختلال یادگیری از مشکلات رفتاری داخلی و خارجی مانند مشکلات جسمی، انزوا، اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و بزهکاری و همچنین مشکلات اجتماعی رنج می برند. مکونافی McConaughy)) و همکاران (1994) نشان دادند که رفتارهای پرخاشگرانه، بهترین مشخصۀ اختلالات یادگیری است. سایر پیش بینی های مهم شامل رفتار بزهکارانه، مشکلات اجتماعی و عقب ماندگی است. علاوه بر این، آنها معتقدند که کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری علاوه بر مشکلات یادگیری خود، طیف بزرگی از مشکلات رفتاری را تجربه می کنند. ریتر و مکونافی (McConaughy & Ritter) و اپستین و همکاران (1986) اشاره کردند که والدین پسران دارای اختلال یادگیری گزارش دادند که فرزندانشان ارتباطات اجتماعی کمتری با سازمان ها و دوستان دارند، در فعالیت ها کمتر مشارکت کرده و عملکرد آنها در مدرسه در سطوح پایین تری نسبت به سایر دانش آموزان قرار دارد. اپستاین و همکاران (1986) نشان دادند که چهار عامل مرتبط با پسران دارای اختلالات یادگیری در هر دو مطالعه یافت می شود: مشکلات رفتاری، اضطراب، کمبود توجه و ناسازگاری اجتماعی. جنیفر و همکاران (2006) ارتباط معنی داری میان رفتارهای اضطرابی / افسردگی و بیقراری پیدا کردند. در نهایت، نتایج حاصل از مطالعۀ آن ها نشان داد که براساس نوع اختلال یادگیری، بین مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان دچار اختلال یادگیری، تفاوت وجود دارد. این نتیجه در راستای مطالعه اپستین Epstein)) و همکاران (1986) است که نشان می دهد با توجه به رتبه بندی معلمان، بیش فعالی و بی حسی با اختلالات یادگیری آکادمیک مرتبط بود، در حالی که بیش فعالی و بیقراری با مشکل رفتاری همراه بودند. جنیفر و همکاران (2006) نشان دادند که با توجه به نتایج رفتاری و تأثیرات مداخلۀ زودهنگام، در انواع مختلف اختلالات یادگیری در کودکان 8 ساله اختلافاتی وجود دارد. پژوهشگر اشاره کرد که کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری به علت مشکلات عاطفی و رفتاری، بیشتر در معرض مشکلات روانی و اجتماعی هستند، بنابراین لازم است که حمایت روانشناختی از آنها به منظور جلوگیری از مشکلات رفتاری محافظت شود.

نتیجه

این مطالعه در پاییز 2014-2015 در جازان عربستان انجام شد. این پژوهش به منظور بررسی مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان دارای اختلالات یادگیری طراحی شده است. یافته ها به شرح زیر است: مشکلات عاطفی در کودکان دارای مشکلات یادگیری عبارتند از: مشکلات تفکر، تمرکز ضعیف، کمبود توجه، فعالیت کم، عدم تعامل، عدم احساس اعتماد به نفس، کاهش ارزش خود، غم، اختلال هیجانی و حواس پرتی های احساسی. مشکلات رفتاری در کودکان دارای مشکلات یادگیری عبارتند از: کم توجهی، پرخاشگری، بیش فعالی، عدم تعامل، بزهکاری بیش از حد، فوبیا، خواب های کوتاه، تغییرات مداوم در نوع نشستن و مشغول بودن با مسائل نگران کننده. در نهایت نتایج این مطالعه نشان داد که بر اساس نوع ناتوانی یادگیری، در مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری اختلاف وجود دارد.

کد خبر: 27458

بازدید: 256 بازدید

نویسنده: فرزانه افسرطه

منبع: ترجمه

برچسب ها: , , , , ,

ارسال دیدگاه

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

  • مجموع دیدگاهها: 0
  • در انتظار بررسی: 0
  • انتشار یافته: 0